اگرچه آیات فراوانی از قرآن کریم در وصف و شأن امیر المومنین علی (علیه السلام) نازل شده، لیکن آیاتی هم وجود دارد که نام ایشان با لفظ "علی" در آن آمده است.
در این نوشته به بررسی دو آیه از قرآن می پردازیم و نشان می دهیم که از نظر معصومین (علیهم السلام) نام حضرت در این دو آیه به صراحت ذکر شده است. با دانستن این موضوع، به از یکی از قدیمی ترین اشکالات وارد بر مذهب تشیع هم پاسخ داده می شود و آن این است که چرا نام امیر المومنین علی (علیه السلام) در قرآن نیامده است؟
سخن را با حدیثی از رسول مکرم اسلام (صلّی الله علیه و آله) آغاز می کنیم. آن حضرت فرمودند:

علی با قرآن است و قرآن با علی، و آن دو از هم جدا نمی شوند تا نزد حوض کوثر بر من وارد شوند.
قالت أم سلمة: سمعت رسول الله صلى الله عليه و سلم يقول : علي مع القرآن و القرآن مع علي لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض .
هذا حديث صحيح الإسناد و لم يخرجاه
تعليق الذهبي قي التلخيص : صحيح
المستدرك على الصحيحين، الحاكم النيسابوري، ج 3 ص 134 ح 4628

**********

آیه ی اول
« وَوَهَبْنَا لَهْم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيّاً » (مریم:50)

بخش یکم- منابع شیعه امامیه

حديث یکم
ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که: خداى عز و جل می فرمايد: « هنگامی که [حضرت ابراهیم] از آن ها و آنچه جز خدا می پرستيدند كناره گیری كرد، ما اسحق و يعقوب را به او بخشيديم و همه را پيغمبر قرار داديم، و از رحمت خود بدان ها بخشيديم، و براى آن ها على را زبان راستى قرار داديم » مقصود على بن ابى طالب (علیه السلام) است، زيرا ابراهيم از خداى عز و جل خواسته بود كه برايش در ميان پسينيان زبان راستى قرار دهد و خداى تبارك و تعالى براى او و اسحق و يعقوب على را زبان راستگو قرار داد.
حدثنا أبي و محمد بن الحسن رضي الله عنهما قالا حدثنا سعد بن عبد الله عن يعقوب بن يزيد عن محمد بن أبي عمير عن هشام بن سالم عن أبي بصير عن أبي عبد الله ع ... قال الله عز و جل فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ كُلًّا جَعَلْنا نَبِيًّا وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا يعنى به علي بن أبي طالب ع لأن إبراهيم قد كان دعا الله عز و جل أن يجعل له لسان صدق في الآخرين فجعل الله تبارك و تعالى له و لإسحاق و يعقوب لسان صدق عليا.
كمال الدين وتمام النعمة، الشيخ الصدوق، ج 1 ص 139
تأويل الآيات، شرف الدين الحسيني، ص 297 (مؤسسة النشر الإسلامي ) ج 1 ص 304 (مدرسة الإمام المهدي عج)

ابوبصیر در خبری از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که: حضرت ابراهیم (علیه السلام) از خداوند خواست که زبان راستی برای او در آیندگان قرار دهد. پس خداوند فرمود: « و ما به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را نبی گردانیدیم و به آنان از رحمت خویش بخشیدیم و برای آنان علی را زبان راستی قرار دادیم ». یعنی علی بن ابی طالب (علیه السلام).
أبو بصير عن الصادق في خبر أن إبراهيم كان قد دعا الله أن يجعل له لسان صدق في الآخرين فقال الله تعالى وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ كُلًّا جَعَلْنا نَبِيًّا وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا يعني علي بن أبي طالب.
مناقب آل أبي طالب، ابن شهر آشوب، ج 3 ص 107 (نشر علامه قم) ج 2 ص 302 (المكتبة الحيدرية نجف)
بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج 35 ص 59

ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند: « و برای آنان علی را زبان راستی قرار دادیم » یعنی علی امیر المومنین (علیه السلام).
بَيَانُ التَّنْزِيلِ، لِابْنِ شَهْرَآشُوبَ أَبُو بَصِيرٍ عَنِ الصَّادِقِ ع وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا يَعْنِي عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع.
بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج 36 ص 59

حديث دوم
یونس بن عبد الرحمن می گوید: به امام رضا (علیه السلام) عرض کردم: گروهی از من اسم امیر المومنین (علیه السلام) را در کتاب خدای عزوجل طلب می کردند. به آنان گفتم: و از سخنان باری تعالی است « و برای آنان علی را زبان راستی قرار دادیم ». فرمود: راست گفتی همین طور است.
ذكر محمد بن العباس رحمه الله قال حدثنا أحمد بن القاسم قال حدثنا أحمد بن محمد السياري عن يونس بن عبد الرحمن قال قلت لأبي الحسن الرضا ع إن قوما طالبوني باسم أمير المؤمنين ع في كتاب الله عز و جل فقلت لهم من قوله تعالى وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا فقالت صدقت هو كذا.
تأويل ما نزل من القرآن الكريم، ابن الجحام، ص 133
تأويل الآيات، شرف الدين الحسيني، ص 297 (مؤسسة النشر الإسلامي ) ج 1 ص 304 (مدرسة الإمام المهدي عج)
بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج 36 ص 57

حديث سوم
این را همچنین علی بن ابراهیم از پدرش از جدش نقل کرده که: برای امام ابو الحسن هادی (علیه السلام) نامه نوشتم و در آن از این سخن خدای عزوجل پرسیدم « و به آنان از رحمت خویش بخشیدیم و برای آنان علی را زبان راستی قرار دادیم ». پس نامه را گرفته و زیر آن نوشت: خدا توفیقت دهد و رحمتت کند، او امیرالمومنین علی (علیه السلام) است.
ذكره أيضا علي بن إبراهيم عن أبيه عن جده أنه قال كتبت إلى أبي الحسن أسأله عن قول الله عز و جل وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا فأخذ الكتاب و وقع تحته وفقك الله و رحمك هو أمير المؤمنين علي ع.
تأويل الآيات، شرف الدين الحسيني، ص 297 (مؤسسة النشر الإسلامي ) ج 1 ص 304 (مدرسة الإمام المهدي عج)

حديث چهارم
علی بن ابراهیم قمی می نویسد:
« و به آنان از رحمت خویش بخشیدیم » یعنی به ابراهیم و اسحاق و یعقوب از رحمت مان رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) را بخشیدیم، « و برای آنان علی را زبان راستی قرار دادیم » یعنی امیرالمومنین (علیه السلام).
این را پدرم از امام حسن عسکری (علیه السلام) برایم حدیث کرده است.
وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا يعني لإبراهيم و إسحاق و يعقوب من رحمتنا رسول الله ص وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا يعني أمير المؤمنين ع حدثني بذلك أبي عن الحسن بن علي العسكري ع .
تفسير القمي، علي بن إبراهيم القمي، ج 2 ص 51
بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج 12 ص 93 + ج 36 ص 57

حديث پنجم
در دعای ندبه که مخصوص امام مهدی (علیه السلام و عجّل الله تعالی فرجه) می باشد، چنین آمده است:
و بعضی از اولیائت را به عنوان دوست خود گرفتی، و وقتی از تو زبان راستی در آیندگان خواست، دعایش را مستجاب نمودی و آن را علی قرار دادی.
و بعض اتخذته [لنفسك ] خليلا، و سألك لسان صدق في الآخرين فأجبته، و جعلت ذلك عليا.
المزار الكبير، ابن المشهدي، ص 574
جمال الأسبوع بكمال العمل المشروع، السید ابن طاووس، ص 554
إقبال الأعمال، السید ابن طاووس، ج 1 ص 295 (دار الكتب الإسلاميه) ج 1 ص 505 (دفتر تبليغات اسلامى)
بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج 99 ص 105

حديث ششم
وقتی " ابو الصمصام عبسی " از دانستن نامش توسط امیر المومنین (علیه السلام) تعجب کرده و از سلمان می پرسد که این شخص کیست؟ سلمان محمدی (رحمه الله) در معرفی حضرت می گوید:
این فرد وصیّ رسول خداست.
این فرد کسی است که رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) به او فرمود: من شهر علم هستم و علی در ِ آن است، پس هر کس خواهان علم است، باید از در بیاید.
این فرد کسی است که رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) در شأنش فرمود: علی بهترین بشر است. هرکس راضی شود پس شکر گذارده، و هرکس قبول نکند، کافر شده است.
این فرد کسی است که خدای متعال درباره اش فرموده است: «وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا».
فقال سلمان رضي اللّه عنه: هذا وصيّ رسول اللّه (ص).
هذا الذي قال له رسول اللّه (ص): «أنا مدينة العلم و عليّ بابها، فمن أراد العلم فليأت الباب».
هذا الذي قال رسول اللّه (ص): «عليّ خير البشر فمن رضي فقد شكر، و من أبى فقد كفر».
هذا الذي قال اللّه تعالى فيه: وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا.
الثاقب في المناقب، ابن حمزة الطوسي، ص 130

مولا امیر المومنین (علیه السلام) از پشت در سخنان سلمان (رحمه الله) را می شنیدند. لذا سکوت ایشان به معنای تقریر سخنان سلمان (رحمه الله) و تائید آن می باشد.

بخش دوم- منابع زیدیه

حدیث هفتم
زید شهید از امام سجاد از امام حسین از امیر المومنین (علیهم السلام) نقل می کند که رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) درباره ی این سخن خدای متعال « و برای آنان علی را زبان راستی قرار دادیم » فرمود: ای علی! تو آن زبان هستی. به ولایت توست که هدایت شوندگان هدایت می شوند.

روي زيد بن علي ، عن آبائه ، عن علي [ عليه السلام ] ، عن النبي صلى الله عليه وآله وسلم ، قال في قوله : ( وجعلنا لهم لسان صدق عليا ) : أنت اللسان يا علي ، بولايتك يهتدي المهتدون .
تنبيه الغافلين عن فضائل الطالبين، المحسن إبن كرامة، ص 107

و منها: ما رويناه عن أبي خالد عن زيد بن علي عن أبيه عن جده عن علي (ع) أن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قال: في قوله تعالى: وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا، قال: أنت اللّسان يا عليّ، بولايتك يهتدي المهتدون.
ينابيع النصيحة في العقائد الصحيحة، حسين بن بدر الدين، ص 438

بخش سوم- منابع اهل سنت

حدیث هشتم
امام رضا (علیه السلام) از پدران پاکش از امیر المومنین (علیه السلام) نقل می کند که پيامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) فرمود: آن شب كه به معراج برده شدم، جبرئيل مرا با بال راست خود حمل می كرد. به من گفته شد كه چه كسى را جانشين خود براى اهل زمين قرار دادى؟ گفتم: بهترين اهل آن على بن ابى طالب، برادرم و دوستم و دامادم یعنی پسر عمويم را. گفته شد: اى محمد آيا او را دوست دارى؟ گفتم: آرى اى پروردگار جهانيان. پس خداوند به من فرمود: او را دوست بدار و امت خود را به دوست داشتن او امر كن. همانا من علىّ اعلى هستم و نام او را از نام هاى خود مشتق كردم و او را على ناميدم. پس از آن جبرئيل فرود آمد و گفت: خداوند بر تو سلام مى رساند و به تو مى گويد: بخوان. گفتم: چه بخوانم؟ گفت: «وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا».
أخبرنا عبد الرحمان بن علي بن محمد بن موسى البزاز من أصله العتيق قال : أخبرنا هلال بن محمد بن جعفر بن سعدان ببغداد ، قال : حدثنا أبو القاسم إسماعيل بن علي الخزاعي قال : حدثنا أبي قال : حدثنا علي ابن موسى الرضا [ قال : أخبرني ] أبي [ قال : أخبرنا ] أبي [ جعفر بن محمد ] [ قال : أخبرنا ] أبي [ محمد بن علي ] [ قال : أخبرنا ] أبي [ علي بن الحسين ] [ قال : أخبرني ] أبي [ الحسين بن علي ] قال : حدثنا أبي علي بن أبي طالب قال : قال رسول الله صلى الله عليه وآله : ليلة عرج بي إلى السماء حملني جبرئيل على جناحه الأيمن ، فقيل لي : من استخلفته على أهل الأرض ؟ فقلت خير أهلها لها أهلا : علي بن أبي طالب أخي وحبيبي وصهري يعني ابن عمي . فقيل لي : يا محمد أتحبه ؟ فقلت : نعم يا رب العالمين . فقال لي : أحبه ومر أمتك بحبه ، فإني أنا العلي الأعلى اشتقت له من أسمائي اسما فسميته عليا ، فهبط جبرئيل فقال : إن الله يقرأ عليك السلام ويقول لك : إقرأ . قلت : وما أقرأ ؟ قال : ( ووهبنا لهم من رحمتنا ، وجعلنا لهم لسان صدق عليا ) .
شواهد التنزيل، الحاكم الحسكاني، ج 1 ص 462 و 463 ح 488

حدیث نهم
اربلی از علمای شیعه می نویسد:
اما آنچه حافظ ابن مردویه [درباره ی فضایل امیر المومنین علیه السلام] آورده، من همان طور ذکر می کنم.
درباره ی قول خدای تعالی « و برای من زبان راستی در آیندگان قرار ده » از امام جعفر صادق (علیه السلام) وارد شده است که: او علی بن ابی طالب (علیه السلام) است. ولایتش بر ابراهیم (علیه السلام) عرضه شد. پس از خدا خواست که او را از ذریه اش قرار دهد و خداوند چنین کرد.
و أما ما أورده الحافظ أبو بكر أحمد بن موسى بن مردويه فأنا أذكره على سياقته .
قوله تعالى وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ عن أبي عبد الله جعفر بن محمد ع قال هو علي بن أبي طالب عرضت ولايته على إبراهيم ع فقال اللهم اجعله من ذريتي ففعل الله ذلك.
كشف الغمة، ابن أبي الفتح الإربلي، ج 1 صص 314 و 326
بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج 36 ص 57 و 58

کتاب مناقب ابن مردویه امروزه موجود نیست، اما طبق تحقیقات علامه مرعشی نجفی، علاوه بر اربلی شیعه، تنی چند از علمای اهل سنت این مطلب را از آن کتاب نقل کرده اند. از جمله: محمد صالح کشفی در مناقب مرتضوی، علامه بدخشی در مفتاح النجا، علامه امرتسری در ارجح المطالب، و شهاب الدین شیرازی در توضیح الدلائل. البته ما به این کتاب ها دسترسی نداریم، و الا مستقیماً از آن ها نقل می کردیم.

«و منهم» العلامة المير محمد صالح الكشفى الترمذي في مناقب مرتضوى (ص 55 ط بمبئى بمطبعة محمدي) نقل عن ابن مردويه في المناقب عن الامام الباقر عليه السلام أن لِسانَ صِدْقٍ هو على عليه السلام و أن ولايته عرض على ابراهيم فدعا ربه أن يجعله من ذريته فاستجاب له .
إحقاق الحق و إزهاق الباطل، السيد المرعشي، ج 3 ص 381

فمنهم العلامة البدخشي في «مفتاح النجا» (ص 41 مخطوط) قال:
و أخرج ابن مردويه عن أبي عبد اللّه جعفر بن محمّد رضي اللّه عنهما في قوله تعالى: وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ قال: هو عليّ بن أبى طالب عرضت ولايته على إبراهيم عليه السّلام فقال: أللّهمّ اجعله من ذرّيّتي فضل اللّه ذلك.
و منهم العلامة الأمر تسرى في «أرجح المطالب» (ص 71 ط لاهور).
روي الحديث من طريق ابن مردويه عن الباقر عليه السّلام بعين ما تقدّم عن «مفتاح النجا».
إحقاق الحق و إزهاق الباطل، السيد المرعشي، ج 14 ص 330

فمنهم العلامة شهاب الدين أحمد الشيرازي الحسيني الشافعي في «توضيح الدلائل» (ص 164) قال:
و عن علاء بن فضيل قال: سألت أبا عبد اللّه جعفر بن محمد عليه السّلام عن هذه الآية قال: هو علي بن أبي طالب، ان ابراهيم عليه الصلاة و السّلام عرضت ولايته عليه فقال: اللهم اجعله من ذريتي، ففعل اللّه ذلك. رواه الامام الصالحاني.
إحقاق الحق و إزهاق الباطل، السيد المرعشي، ج 20 ص 116

حدیث دهم
ابن عباس می گوید: رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) فرمود: پروردگار تبارک و تعالی به من گفت: همانا من علیّ اعلی هستم و اسم علی را نام خودم مشتق نمودم و او را علی نامیدم. درست پس از آن بر من چنین نازل کرد: «وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا».
وبالاسناد عن محمد بن أبي الثلج نا يوسف موسى العطار عن وكيع بن الجراح الجناح عن الأعمش عن أبي صالح عن ابن عباس ان النبي صلى الله عليه وآله قال قال لي ربى تبارك وتعالى : انى انا العلى الاعلى اشتققت اسم على من اسمى فسميته عليا ثم انزل على بعقب ذلك ( ووهبنا لهم من رحمتنا وجعلنا لهم لسان صدق عليا ) .
مجموعة نفيسة في تاريخ الأئمة عليهم السلام (ألقاب الرسول وعترته)، قطب الدين الراوندى، ص 164

کتاب فوق اثر تعدادى از علمای بزرگ شيعه است كه شامل چند كتاب نفيس در تاريخ زندگانى امامان شيعه مى باشد. اما رساله ی " ألقاب الرسول وعترته " از تاليفات قطب الدين راوندى (573هـ) دانسته شده است. البته همگی راویان حدیث فوق جزء اهل سنت هستند، به همین دلیل آن را در این بخش ذکر کردیم.

بخش چهارم- صحّت منابع یاد شده

از میان احادیث بخش اول (منابع شیعه ی امامیه)، 2 مورد دارای سند صحیح متصل و مسند بوده و بقیه نیز به دلیل همین دو سند، معتبر و موثق می باشند.
آن قسمت از سند حدیث بخش دوم (منابع زیدیه) که ذکر شده نیز صحیح است.
اما در بخش سوم (منابع اهل سنت)، حدیث نخست دارای ضعف سندی است؛ راجع به سند حدیث ابن مردویه به دلیل در اختیار نداشتن اصل کتاب نمی توان اظهار نظر کرد؛ اما آن قسمت از سند حدیث آخر که ذکر شده، صحیح بوده و رجال آن نزد علمای رجال اهل سنت ثقه هستند.

توضیحاتی درباره ی حدیث آخر

1- این حدیث در واقع قسمتی از حدیث معراج می باشد که در حدیث هشتم به طور مفصل تری نقل شد. لذا این دو سند یکدیگر را تقویت می کنند.
2- حدیث مزبور به احتمال قوی از کتاب ابن ابی الثلج نقل شده است. او کتابی با نام " ما نزل من القرآن في أمير المؤمنين عليه السلام " یا " التنزيل في أمير المؤمنين عليه السلام " داشته است. البته کتاب دیگری هم به او منسوب شده است با نام " أسماء أمير المؤمنين عليه السلام في كتاب الله عز و جل ". ر.ک.:
رجال النجاشي، ص 381
فهرست الطوسي، ص 426 و 427

نام این کتاب ها به خوبی نشان می دهد که دارای چه مضمونی بوده اند. نکته ی مهم آن است که ابن ابی الثلج نزد هر دو گروه شیعه و اهل سنت ثقه محسوب می شود.
نجاشی رجالی بزرگ شیعه درباره ی او می نویسد:
محمد بن أحمد بن محمد بن عبد الله بن إسماعيل الكاتب، أبو بكر يعرف بابن أبي الثلج و أبو الثلج هو عبد الله بن إسماعيل. ثقة عين كثير الحديث.
رجال النجاشي، ص 381 رقم 1037

و ذهبی رجالی بزرگ اهل سنت درباره ی او می نویسد:
محمد بن أحمد بن أبي الثلج ، أبو بكر الكاتب ، بغدادي ، ثقة .
سمع : عمر بن شبة ، وجماعة . وعنه : الدارقطني ، وابن شاهين ، ويوسف القواس .
تاريخ الإسلام، الذهبي، ج 24 ص 112

چنان که ملاحظه می شود دارقطنی که خود از علمای بزرگ حدیث و رجال اهل سنت است، شاگرد ابن ابی الثلج بوده است. دارقطنی در کتاب سنن خود بیش از 20 حدیث از طریق وی نقل کرده است. با توجه به مقام بالای دارقطنی در علوم حدیث و رجال، می توان به ارزش و مقام ابن ابی الثلج پی برد.
وقتی بدانیم که بقیه ی راویان این حدیث همگی جزء روات صحاح ستّه هستند، شکی در اعتبار حدیثی که از طریق ابن ابی الثلج نقل شده باقی نمی ماند.

3- قسمتی دیگر از این حدیث معراج که توسط ابن عباس نقل شده، در یکی از کتب اهل سنت آن هم با همین سند موجود است. این مطلب بیانگر آن است که بدون شک این حدیث در منابع متقدم حدیثی اهل سنت وجود داشته، و یا لا اقل توسط راویان آن ها روایت می شده است؛ اما امروزه از این حدیث در منابع اهل سنت اثری نیست!

ابو الحسین ابن جمیع صیداوی (402هـ) که ذهبی وی را در سیر اعلام النبلاء (ج 17 ص 152) " الشيخ العالم الصالح المسند المحدث الرحال " معرفی کرده، در کتاب خویش و در معرفی یکی از اساتید خود به نام " محمد بن العباس أبو علي البغدادي " می نویسد:

حدیث کرد برای ما محمد بن عباس، از محمد بن ابی الثلج، از یوسف بن موسی قطان، از وکیع بن جراح، از اعمش از ابو صالح، از ابن عباس از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) که فرمود: "جبرئیل به سراغ من آمد و مرا بر بال راستش حمل کرد. تا این که من نسبت به پروردگار عزّوجل همانند دو سر کمان یا نزدیک تر شدم" و حدیث را ذکر کرد.
حدثنا محمد بن العباس حدثنا محمد بن أبي الثلج حدثنا يوسف بن موسى القطان حدثنا وكيع بن الجراح عن الأعمش عن أبي صالح عن ابن عباس عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: " أتاني جبريل فحملني على جناحه الأيمن فكنت من ربي عز وجل كقاب قوسين أو أدنى" وذكر الحديث.
معجم الشيوخ، الصيداوي، ص 136 و 137

عبارت "وذكر الحديث" به خوبی نشان می دهد که حدیث طولانی بوده و صیداوی آن را تقطیع نموده است.
همچنین ذهبی و به تبع او ابن حجر و کنانی در شرح حال استاد صیداوی می نویسند:

محمد بن عباس ابوعلی بغدادی.
خبر باطلی را از محمد بن ابی الثلج، از یوسف بن موسی قطان نقل کرده و ابن جمیع هم از او نقل نموده است.
محمد بن العباس، أبو على، بغدادي.
عن محمد بن أبي الثلج عن يوسف بن موسى القطان بخبر باطل، وعنه ابن جميع.
ميزان الاعتدال في نقد الرجال، الذهبي، ج 6 ص 197 (دار الكتب العلمية) - ج 3 ص 590 (دار المعرفة)
لسان الميزان، ابن حجر، ج 5 ص 214 (مؤسسة الأعلمي)
تنزيه الشريعة، الكناني، ج 1 ص 107

چنان که گفته شد این مطلب بیانگر آن است که بدون شک این حدیث در منابع متقدم حدیثی اهل سنت وجود داشته، و یا لا اقل توسط راویان آن ها روایت می شده است؛ اما امروزه از این حدیث در منابع اهل سنت جز یک خط موجود نیست!
باید از ذهبی پرسید: منظورت از خبر باطل کدام خبر است؟ خبری که ما امروز آن را در منابع اهل سنت نمی بینیم؟! همانی که از وجود نام امیر المومنین (علیه السلام) در قرآن حکایت دارد؟
البته از ذهبی هیچ بعید نیست که احادیث فضائل اهل بیت (علیهم السلام) و مخصوصاً مولا امیر المومنین (علیه السلام) را کذب و باطل بشمارد؛ کاری که در تلخیص مستدرک و میزان الاعتدال بارها انجام داده است. لذا تضعیف این گونه احادیث توسط امثال او، اعتباری نداشته و توجهی به آن نمی شود.

به نظر ما " أبو على محمد بن العباس البغدادي " که در سند این روایت آمده، " أبو عبد الله محمد بن العباس بن علي بن مروان بن الماهيار البزاز " معروف به ابن الجحام است.
دلایل ما بر این امر چنین است:

اولاً نام این راوی با نام ابن الجحام یکی است. اگرچه کنیه ای که ابن جمیع ذکر کرده با کنیه ی مضبوط ابن الجحام متفاوت است، ولی می توان آن را مربوط به اشتباه در نسخه برداری، یا وجود دو کنیه برای وی دانست که البته این موضوع در میان برخی راویان نمونه دارد.

ثانیاً این راوی بغدادی معرفی شده، و از طرفی ابن الجحام را از "باب الطاق" که محله ای است در شرق بغداد معرفی کرده اند. ر.ک.:
مجمع الرجال، القهبائي، ج 5 ص 239
قاموس الرجال، التستري، ج 9 ص 348

ثالثاً ابن الجحام کتابی با نام " ما نزل من القرآن في أهل البيت عليهم السلام " یا " تأويل ما نزل في النبي و آله عليهم السلام " دارد. ر.ک.:
رجال النجاشي، ص 379
فهرست الطوسي، ص 423

ما حدیث دوم را از همین کتاب نقل کردیم. لذا احتمالاً این حدیث هم در کتاب وی بوده است.
باید توجه داشت که آن کتاب بنا به سخن نجاشی، هزار ورقه داشته است که در آن زمان خیلی زیاد محسوب می شده است. محقّق کتاب سخنانی از سید بن طاووس نقل کرده که وی در آن ها به داشتن نسخه هائی از این کتاب در 5 و 10 جزء اشاره داشته است. ر.ک.:
تأويل ما نزل من القرآن الكريم، ابن الجحام، ص 54 - تحقیق فارس تبريزيان

بنابر این نبودِ این حدیث در کتاب موجود که در واقع از احادیث کتاب های دیگر جمع آوری شده است، به علت عدم دسترسی به آن کتاب است.

رابعاً در سند 4 حدیث از احادیثی که از کتاب ابن الجحام به دست ما رسیده است، نام " محمد بن أحمد الكاتب " که همان ابن ابی الثلج می باشد، به عنوان استاد ابن الجحام دیده می شود:
(25) حدّثنا أحمد بن محمد بن موسى النوفلي وجعفر بن محمد الحسيني ومحمد بن أحمد الكاتب ومحمد بن الحسين البزاز، قال حدّثنا عيسى بن مهران ...
(481) حدّثنا محمّد بن أحمد الكاتب، عن الحسن بن بهرام ...
(524) عن محمّد بن أحمد الكاتب، عن الحسين بن بهرام ...
(541) عن جعفر بن محمّد الحسني ومحمّد بن أحمد الكاتب، قالا: حدّثنا محمّد بن علي بن خلف ...
تأويل ما نزل من القرآن الكريم، ابن الجحام، صص 101 و 439 و 471 و 485

" محمد بن أحمد بن أبي الثلج الكاتب " راوی نخست حدیث معراج است که از ابن عباس نقل شد. یعنی شیخ و استاد محمد بن العباس در حدیث مورد بحث ما، با ابن الجحام یکی است.

خامساً ابن الجحام بیشتر روایات کتابش را از طریق رجال اهل سنت نقل کرده است. سید بن طاووس در این باره می نویسد:
ابن الجحام احادیث کتابش را از رجال عامّه (=اهل سنت) روایت کرده است، تا در حجّت رساتر و در [ نشان دادن ِ] راه راست واضح تر باشد.
وقد روى أحاديثه عن رجال العامّة، لتكون أبلغ في الحجّة وأوضح في المحجّة.
اليقين، السيد ابن طاووس، ص 279

حدیث مورد بحث نیز از طریق رجال اهل سنت نقل شده است، که با شیوه ی نقل ابن الجحام مطابقت دارد.

سادساً محقّق کتاب ابن الجحام، تاریخ حیات وی را بر اساس اساتید و تلامیذ وی، مربوط به قرن چهارم هجری دانسته است. تاریخ حیات راوی این حدیث نیز بر اساس سال وفات استادش ابن ابی الثلج (322 یا 325هـ) و شاگردش ابن جمیع (402هـ) باید در قرن چهارم باشد.

با دانستن این شش مطلب می توان " محمد بن العباس " که در سند روایت ابن جمیع آمده را " ابن الجحام " و از نظر شیعه ثقه معرفی کرد. در توثیق ابن الجحام همین بس که نجاشی مهم ترین رجالی شیعه او را چنین توصیف نموده است:
ثقة ثقة عين سديد كثير الحديث.
رجال النجاشي، ص 379


نتیجه گیری
در مجموع با داشتن 10 سند و طریق متفاوت که برخی از آن ها نزد شیعه و اهل سنت معتبر هستند، و نیز نقل موضوع از شخص پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) و 9 امام معصوم (علیهم السلام) و یک صحابی جلیل القدر ایشان و تائید معصوم بر آن، شکی در این باقی نمی ماند که منظور از کلمه ی "علی" در آیه ی « وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيّاً »، امیر المومنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) می باشد.

آیه ی دوم
« وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ » (الزخرف:4)

بخش یکم- منابع شیعه امامیه


حديث يكم

علی بن ابراهیم قمی می گوید:

پدرم از حماد بن عیسی از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که درباره ی سخن خداوند متعال که می فرماید: « راه راست »، فرمود: منظور امیر المومنین (علیه السلام) و معرفت اوست. دلیل بر این مطلب سخن خداوند است که می فرماید: « همانا او در امّ الکتاب نزد ما هر آینه علیّ حکیم است » و او امیر المومنین (علیه السلام) می باشد در امّ الکتاب (یعنی سوره ی فاتحه) و در عبارت « ما را به راه راست هدایت فرما ».
حدثني أبي عن حماد عن أبي عبد الله عليه السلام في قوله الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ قال هو أمير المؤمنين عليه السلام ومعرفته والدليل على أنه أمير المؤمنين قوله وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ وهو أمير المؤمنين عليه السلام في أم الكتاب وفي قوله اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ .
تفسير القمي، علي بن إبراهيم القمي، ج 1 ص 28 و 29
بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج 89 ص 229
معاني الأخبار، الشيخ الصدوق، ص 32 و 33
بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج 35 ص 373
غرر الأخبار و درر الآثار، الديلمي، ص 148
تأويل الآيات، شرف الدين الحسيني، ص 537 (مؤسسة النشر الإسلامي‏) ج 2 ص 552 (مدرسة الإمام المهدي عج)
بحارالأنوار، العلامة المجلسي، ج 23 ص 210


حدیث دوم

امام صادق (علیه السلام) در ضمن دعای عید غدیر که پس از نماز آن خوانده می شود، می فرمایند:

خدایا شاهد باش که او امام هدایت کننده و راهنما و راه یافته علی امیر المومنین است؛ کسی که تو او را در کتابت یاد کرده ای و گفته ای: « همانا او در امّ الکتاب نزد ما هر آینه علیّ حکیم است ».
الحسين بن الحسن الحسيني قال : حدثنا محمد بن موسى الهمداني قال : حدثنا علي بن حسان الواسطي قال : حدثنا علي بن الحسين العبدي قال : سمعت أبا عبد الله الصادق عليه السلام يقول : ...
فاشهد يا إلهي انه الإمام الهادي المرشد الرشيد علي أمير المؤمنين ، الذي ذكرته في كتابك فقلت وَإنَّهُ فِي أُمِّ الكِتَابِ لَدَينَا لَعَليٌّ حَكِيمٌ .
تهذيب الأحكام، الشيخ الطوسي، ج 3 ص 145
مصباح المتهجد، الشيخ الطوسي، ج 2 ص 748
مناقب آل أبي طالب، ابن شهر آشوب، ج 3 ص 107 (نشر علامه قم) ج 2 ص 302 (المكتبة الحيدرية نجف)
بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج 35 ص 58
المزار، الشيخ المفيد، ص 91
المزار الکبير، ابن المشهدي، ص 287
المصباح (جنة الأمان الواقية)، الكفعمي، ص 682
البلد الأمين و الدرع الحصين، الكفعمي، ص 259

سید بن طاووس همین دعا را از طریق دیگری از امام صادق (علیه السلام) نقل نموده، و علاوه بر عبارت فوق، قسمت دیگری را روایت نموده است:

خدایا شاهد باش که او امام هدایت کننده و راهنما و راه یافته علی امیر المومنین است؛ کسی که تو او را در کتابت یاد کرده ای و گفته ای: « همانا او در امّ الکتاب نزد ما هر آینه علیّ حکیم است ».
... ولی و مولای مان علی بن ابی طالب امیر المومنین، بنده ی تو که به او نعمت دادی، و او را در امّ الکتاب نزد خود علیّ حکیم قرار دادی.
ما نقلناه من كتاب محمد بن علي الطرازي أيضا باسناده إلى أبى الحسن عبد القاهر بواب مولانا أبى إبراهيم موسى بن جعفر وأبى جعفر محمد بن علي عليهما السلام قال : حدثنا أبو الحسن علي بن حسان الواسطي بواسط في سنة ثلاثمائة قال : حدثني علي بن الحسن العبدي قال : سمعت أبا عبد الله جعفر بن محمد الصادق عليه الصلاة والسلام وعلى آبائه وأبنائه يقول :
... فأشهد يا الهي أن الإمام الهادي المرشد الرشيد علي بن أبي طالب صلوات الله عليه أمير المؤمنين ، الذي ذكرته في كتابك فقلت : وَإنَّهُ فِي أُمِّ الكِتَابِ لَدَينَا لَعَليٌّ حَكِيمٌ .
... ولينا و مولانا علي بن أبي طالب أمير المؤمنين عبدك الذي أنعمت عليه وَ جَعَلْتَهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْكَ عَلِيّاً حَكِيماً .
إقبال الأعمال، السید ابن طاووس، ج ‏1 صص 477 و 479 (دار الكتب الإسلاميه) ج 2 صص 284 و 286 (دفتر تبليغات اسلامى)
بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج 95 صص 304 و 306

حدیث سوم

امام صادق (علیه السلام) در ضمن زیارت امیر المومنین که همراه با زیارت امام حسین (علیهما السلام) تعلیم داده شده، می فرمایند:

سلام بر صاحب علامت های هدایت و نشانه های خیره کننده و معجزه های پیروزمند، نجات دهنده از هلاکت ها؛ کسی که خداوند او را در آیات محکم یاد کرده و فرموده است: « همانا او در امّ الکتاب نزد ما هر آینه علیّ حکیم است ».
روي محمد بن خالد الطيالسي ، عن سيف بن عميرة قال : خرجت مع صفوان بن مهران الجمال وجماعة من أصحابنا إلى الغري ... وقال صفوان : قال أبو عبد الله عليه السلام : يا صفوان إذا حدث لك إلى الله حاجة فزره بهذه الزيارة ... السلام على صاحب الدلالات والآيات الباهرات والمعجزات القاهرات ، المنجي من الهلكات ، الذي ذكره الله في محكم الآيات ، فقال تعالى : وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ .
المزار الکبير، ابن المشهدي، صص 214 و 215 و 218
بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج 97 ص 306

حدیث چهارم

در یکی از زیارات امیر المومنین (علیه السلام) آمده است:

سلام بر تو ای نبأ عظیم، سلام بر تو ای کسی که خداوند درباره اش نازل کرده است: « همانا او در امّ الکتاب نزد ما هر آینه علیّ حکیم است ».
السلام عليك أيها النبأ العظيم ، السلام عليك يا من انزل الله فيه : وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ .
المزار الکبير، ابن المشهدي، ص 259
بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج 97 ص 303

حدیث پنجم

و باز در زیارت دیگری برای آن حضرت چنین وارد شده است:

تو را شاهد می گیرم ای نبأ عظیم و علیّ حکیم که من به پیمان تو وفادارم، و به میثاق تو اقرار دارم و نسبت به امر تو مطیعم.
أشهدك أيها النبأ العظيم و العلي الحكيم ، أني موف بعهدك ، مقر بميثاقك ، مطيع لأمرك ‏.
المزار الکبير، ابن المشهدي، ص 310
بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج 97 ص 351

اگرچه در این فقره آیه ی قرآنی ذکر نشده، اما به قرینه ی عبارت "النبأ العظيم" که قسمتی دیگر از آیات قرآنی است، معلوم می شود که در اینجا نیز منظور همان عبارت موجود در آیه ی 4 سوره ی زخرف می باشد. مضافاً بر آن که در زیارت قبلی هم این دو عبارت در کنار هم آمده بودند.

حدیث ششم

در دعای ندبه که مخصوص امام مهدی (علیه السلام و عجّل الله تعالی فرجه) می باشد، خطاب به آن حضرت چنین آمده است:

ای فرزند صراط مستقیم (=راه راست)، ای فرزند نبأ عظیم (=خبر بزرگ)، ای فرزند کسی که در امّ الکتاب نزد خدا علیّ حکیم (=بلند مرتبه دانشمند) است.
يا ابن الصراط المستقيم، يا ابن النبإ العظيم، يا ابن من هو في أم الكتاب لدى الله علي حكيم.
المزار الکبير، ابن المشهدي، ص 573
جمال الأسبوع بكمال العمل المشروع، السید ابن طاووس، ص 561
إقبال الأعمال، السید ابن طاووس، ج ‏1 ص 297 و 298 (دار الكتب الإسلاميه) ج 1 ص 510 (دفتر تبليغات اسلامى)
بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج 99 صص 108

در بندهای فوق به سه آیه ی قرآنی از سوره های حمد، نبأ و زخرف اشاره شده، و جدّ امام مهدی (علیه السلام و عجّل الله تعالی فرجه) یعنی امیر المومنین (علیه السلام)، با این آیات معرفی شده است. در احادیث یکم، چهارم و پنجم نیز این مطلب دیده می شود.


حدیث هفتم

امام رضا (علیه السلام) می فرماید: شنیدم پدرم امام کاظم (علیه السلام) این آیه را تلاوت کرد: « همانا او در امّ الکتاب نزد ما هر آینه علیّ حکیم است » و فرمود: علی بن ابی طالب (علیه السلام).
عن أحمد بن إدريس، عن عبد الله بن محمّد بن عيسى، عن موسى بن القاسم، عن محمّد بن علي بن جعفر قال: سمعت الرضا (عليه السلام) وهو يقول: قال أبي (عليه السلام) وقد تلا هذه الايه: وَإنَّهُ فِي أُمِّ الكِتَابِ لَدَينَا لَعَليٌّ حَكِيمٌ قال: علي بن أبي طالب (عليه السلام).
تأويل ما نزل من القرآن الكريم، ابن الجحام، ص 315
تأويل الآيات، شرف الدين الحسيني، ص 537 (مؤسسة النشر الإسلامي‏) ج 2 ص 552 (مدرسة الإمام المهدي عج)
بحارالأنوار، العلامة المجلسي، ج 23 ص 210

حدیث هشتم

اصبغ بن نباته می گوید: همراه با امیر المومنین (علیه السلام) خارج شدیم تا به خانه ی صعصعة بن صوحان (رحمه الله) رسیدیم. او در بستر بود، تا حضرت را دید به سرعت از جا برخاست. حضرت به او فرمودند: مبادا دیدار ما از خودت را مایه ی تفاخر بر قومت قرار دهی. صعصعه گفت: نه یا امیر المومنین، ولی آن را ذخیره و پاداشی برای خود می دانم. حضرت به او فرمودند: به خدا قسم تو را جز فردی کم زحمت و بسیار کمک کار نمی شناسم. صعصعه در جواب گفت: ای امیر المومنین، به خدا قسم تو را نمی شناسم مگر عالِم به خدا، و این که خداوند در نظرت بزرگ است، و تو در کتاب خدا علیّ حکیم هستی، و نسبت به مومنان دلسوز و مهربانی.
حدّثنا أحمد بن محمّد النوفلي، عن محمّد بن حمّاد الشاشي، عن الحسين بن أسد الظفاري، عن علي بن إسماعيل الميثمي، عن عبّاس الصائغ، عن سعد الاسكاف، عن الاصبغ بن نباتة قال: خرجنا مع أمير المؤمنين (عليه السلام) حتى انتهينا إلى صعصعة بن صوحان فإذا هو على فراشه، فلمّا رأى عليّاً (عليه السلام) خفَّ له. فقال له علي (عليه السلام): لا تتَّخذنَّ زيارتنا إيّاك فخراً على قومك. قال: لا يا أمير المؤمنين، ولكن ذخراً وأجراً. فقال له: والله ما كنت علمتك إلاّ خفيف المؤونة كثير المعونة. فقال صعصعة: وأنت والله يا أمير المؤمنين ما علمتك إلاّ بالله العليم، وأنّ الله في عينك لعظيم، وإنَّك في كتاب الله لعليٌّ حكيم، وإنَّك بالمؤمنين لرؤوف رحيم.
تأويل ما نزل من القرآن الكريم، ابن جحام، ص 315 و 316
تأويل الآيات، شرف الدين الحسيني، ص 538 (مؤسسة النشر الإسلامي‏) ج 2 ص 553 (مدرسة الإمام المهدي عج)
بحارالأنوار، العلامة المجلسي، ج 23 ص 211

حدیث نهم

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: هنگامی که زید بن صوحان (رحمه الله) در روز جمل بر روی زمین افتاد، امیر المومنین (علیه السلام) آمد و نزد او نشست و فرمود: خدا تو را رحمت کند ای زید، تو کم زحمت و بزرگ کمک بودی. پس زید سرش را به سوی ایشان بلند کرده و گفت: خدا تو را جزای خیر دهد ای امیر مومنان، به خدا قسم تو را نمی شناسم مگر عالِم به خدا، و در امّ الکتاب علیّ حکیم، و این که خدا در سینه ی تو بزرگ است. به خدا قسم از روی جهالت به همراه تو نجنگیدم، بلکه از ام سلمه همسر رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) شنیدم که گفت: شنیدم رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) فرمود: هرکس من مولایش بودم، پس علی مولای اوست. خدایا دوست بدار هر که او را دوست دارد، و دشمن بدار هر که او را دشمن بدارد، و یاری کن هر که او را یاری کند، و خوار کن هر که او را خوار کند. به خدا قسم من نخواستم تو را خوار کنم تا خدا خوارم کند.


طریق اول

جبريل بن أحمد ، قال : حدثني موسى بن معاوية بن وهب ، قال : وحدثني علي بن سعد ، عن عبد الله بن عبد الله الواسطي ، عن واصل بن سليمان ، عن عبد الله بن سنان ، عن أبي عبد الله عليه السلام قال : لما صرع زيد بن صوحان رحمة الله عليه يوم الجمل ، جاء أمير المؤمنين عليه السلام حتى جلس عند رأسه ، فقال رحمك الله يا زيد قد كنت خفيف المؤنة عظيم المعونة . قال : فرفع زيد رأسه إليه وقال : وأنت فجزاك الله خيرا يا أمير المؤمنين ، فوالله ما علمتك الا بالله عليما ، وفي أم الكتاب عليا حكيما ، وأن الله في صدرك لعظيم ، والله ما قاتلت معك على جهالة ، ولكني سمعت أم سلمة زوج النبي صلى الله عليه وآله تقول سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله يقول : من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه ، وعاد من عاداه ، وانصر من نصره ، واخذل من خذله ، فكرهت والله أن اخذلك فيخذلني الله .
رجال الکشي، الشيخ الکشي، ص 66 و 67
بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج 32 ص 188 + ج 37 ص 233


طریق دوم

حدثنا جعفر بن الحسين المؤمن وجماعة من مشايخنا ، عن محمد بن عبد الله بن جعفر الحميري ، عن أبيه ، عن موسى بن جعفر البغدادي ، عن علي بن معبد ، عن عبيد الله بن عبد الله الدهقان ، عن واصل بن سليمان ، عن عبد الله بن سنان ، عن أبي عبد الله عليه السلام قال : لما صرع زيد بن صوحان يوم الجمل جاء أمير المؤمنين عليه السلام حتى جلس عند رأسه فقال : يرحمك الله يا زيد فقد كنت خفيف المؤونة عظيم المعونة قال : فرفع زيد رأسه إليه ثم قال : وأنت فجزاك الله خيرا يا أمير المؤمنين ما علمتك إلا بالله عليما وفي أم الكتاب عليا حكيما و أن الله في صدرك لعظيم والله ما قاتلت معك على جهالة ولكني سمعت أم سلمة زوجة رسول الله صلى الله عليه وآله تقول : سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله يقول : من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله . وكرهت والله أن أخذلك فيخذلني الله .
الاختصاص، الشيخ المفيد، ص 79
بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج 32 ص 188


طریق سوم

حدّثنا أحمد بن إدريس، عن محمّد بن أحمد بن يحيى، عن إبراهيم بن هاشم، عن علي بن معبد، عن واهل بن سليمان، عن عبد الله بن سنان، عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: لمّا صرع زيد بن صوحان يوم الجمل جاء أمير المؤمنين (عليه السلام) حتّى جلس عند رأسه فقال: رحمك الله يا زيد، قد كنت خفيف المؤونة عظيم المعونة. فرفع زيد رأسه إليه فقال: وأنت جزاك الله خيراً يا أمير المؤمنين، فوالله ما علمتك إلاّ عليماً، وفي أُم الكتاب عليّاً حكيماً، وإنّ الله في صدرك عظيم.
تأويل ما نزل من القرآن الكريم، ابن جحام، ص 316
تأويل الآيات، شرف الدين الحسيني، ص 538 (مؤسسة النشر الإسلامي‏) ج 2 ص 553 (مدرسة الإمام المهدي عج)
بحارالأنوار، العلامة المجلسي، ج 23 ص 211


در دو ماجرای اخیر مولا امیر المومنین (علیه السلام) با سکوت در برابر سخنان صعصعه و زید (رحمهما الله)، کلام آن دو را تقریر و تائید نموده اند.


بخش دوم- منابع اسماعیلیه


حدیث دهم

علاء می گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره ی این سخن خداوند سوال کردم: « همانا او در امّ الکتاب نزد ما هر آینه علیّ حکیم است ». فرمود: او امیر المومنین علی (صلوات الله عليه) می باشد.
وبآخر ، العلا ، قال : سألت أبا عبد الله جعفر بن محمد عليه السلام عن قول الله تعالى : وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ قال : هو أمير المؤمنين علي ( صلوات الله عليه ) .
شرح الأخبار، القاضي النعمان المغربي، ج 1 ص 244


بخش سوم- صحّت منابع یاد شده


از احادیث یاد شده حداقل 2 مورد دارای سند صحیح متصل و مسند بوده و بقیه نیز به دلیل همین دو سند، معتبر و موثق می باشند.



نتیجه گیری

در مجموع با داشتن اسناد و طُرُق مختلف و فراوان، و نیز نقل موضوع از حداقل 3 امام معصوم (علیهم السلام) و 2 صحابی جلیل القدر ایشان و تائید یک امام دیگر، شکی در این باقی نمی ماند که منظور از کلمه ی "علی" در آیه ی « وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ »، امیر المومنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) می باشد.